حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

124

تاريخ قم ( فارسي )

و چهار دانگ درهمى قيمت آن از زر سرخ طلاب هر دو مصارفه كه رسم قم بدان جارى بوده است چنانچ بعد از اين مىآيد صد و هفتاد و شش هزار و چهار صد و هفده دينار و دو دانگ دينار طلا و هر جا كه اضافت عدد با درهم كنند مراد از آن نقره بود و چون اضافت با دينار كنند مراد از آن يك مثقال طلا بود از آن جمله قيمت باقى از خاصهء وظيفه خراج قم چون آنچ از اصفهان با آن نقل كرده‌اند ضم بكنيم و آن دو هزار هزار و نهصد و سى پنجهزار و هشتصد و هفتاد و هفت درهم و دانگى نيم درهمى است از زر سرخ طلا صد و هفتاد و دو هزار و ششصد و نود و هشت دينار و چهار دانگ دينارى مصارفه هر هفده درهم بدينارى قيمت پنجاه هزار و هشتصد و بيست و سه درهم و چهار دانگ درهمى كه از اصفهان با مال قم ضم و جمع كرده‌اند بمصارفهء هر سيزده درهم و چهار دانگ درهمى به يك مثقال طلا سهزار و هفتصد و هيجده دينار و نيمدانگ و عشر دينارى مبلغ مال كفايت در مال قمى خاصه غير از مال منقول از اصفاهان كه كفايت آن داخل آنست يعنى كفايت در صد و هفتاد و دو هزار و ششصد و نود و هشت دينار و چهار دانگ دينارى در هر هزار دينار بيست و پنج دينار چنانچ مجموع چهار هزار و ششصد و هجده دينار و دو دانگ و ستسو دينارى باشد پس معلوم شد كه قيمت مال وظيفه خراج قم با كفايت آن از زر سرخ صد و هشتاد هزار و هفتصد و سى و چهار دينار است بعد از آن وضع كردند ازين جمله آنچ واجب و لا بد بود وضع كردن آن از مالهاى منقول با ايغارين و ماه البصره و خراج ضياع فراتيّه زر سرخ طلا دو هزار و نهصد و هفت دينار و چهار دانگ و ستسو دينارى . مال منقول با ايغارين از خراج قريه خؤرزنه و از چهار دانگ قريهء ايرقان سيصد و هشت دينار و دو دانگ نيمدينارى . خورزنه صد و پنجاه و شش دينار . ايرقان صد و پنجاه و دو دينار و دو دانگ نيم دينارى . مال منقول با ماه بصره از خراج قريهء حربوا هزار و ششصد و شصت و چهار دينار و نيم و نيمدانگ دينارى . خراج ضياع فراتيّه نهصد و سى و هفت دينار باقى بعد ازين از مال قم با مال